| رها (افکار پراکنده درباره ...) |
![]() |
|
|
درس خواندن در مالزی جایی خواندم که روش درس خواندن در ایران با اکثر کشو های دیگر متفاوت شده است. فکر کنم این مساله تا حد زیادی درست است.در ایران دانشگاه ها استاد محور هستند. بنابراین دانشجو ها معمولا بیشتر از آن چیزی که استادشان می دانسته یاد نخواهند گرفت. در عین حال معمولا معلومات استاد از دانشجو بیشتر است. همه چیز هم در یک سیکل بسته به خوبی و خوشی پیش می رود. دانشجو ها معلومات استاد ها را امتحان می دهند و اگر درس خوانده باشند موفق به تمام کردن درس خواهند شد.
در مالزی دانشگاه ها به سمت دانشجو محوری پیش می رود و تا حد زیادی هم موفق بو ده اند. علت آن است که تعداد استادانی که در دانشگا ه های خارج از کشور درس خوانده اند روز به روز بیشتر می شود. معمولا معلومات دانشجو های دوره های فوق لیسانس و مخصوصا دکترا از استادانشان در آن زمینه ای که درس می خوانند بیشتر است. استادان به نظر دانشجو ها کم سواد ترند در حالی که رتبه های دانشگاهی را معمولا دانشجوها برای دانشگاه کسب می کنند نه استادان. استادان صرفا راهنمایی می کنند تا در مسیر قرار بگیری. دانشگاه ها هم رتبه های بالاتری نسبت به ایران دارند. همه چیز ایده ال پیش می رود.
اما نکته مهم برای ما دانشجو هایی است که از آن محیط پرتاب شده ایم به این محیط. تطبیق دادن خود با این محیط معمولا برای ما کمی دشوار پیش می رود. درس خواندن سخت می شود. پیدا کردن مسیر دشوار است. و باید بسیار بیشتر از دانشجوهایی کار کنیم که با این محیط دارند درس می خوانند و با روش درس خواندن آشنا هستند. |
||
|
|